Discover the themes, story, and feeling behind this song.
با نغمه های کاروان ،از راه رسیده ساربان | آزرده دل از دیدنِ ، دروازه و دروازه بان | بنشسته چون نیلوفری ، در یک کجاوه دختری
با نغمه های کاروان ،از راه رسیده ساربان آزرده دل از دیدنِ ، دروازه و دروازه بان بنشسته چون نیلوفری ، در یک کجاوه دختری دل برده او از ساربان ، امّا دلش با دیگری دلداده در شبِ سفر ، پیاده رفته تا سحر با دخترک او گفته است ، غوغای دل در هر نظر که ماه من! جفا مکن ، مرا ز خود جدا مکن چو می روی ز کاروان ، مرو ز پیش ساربان در این سفر به هر کجا که رو نمود دو چشم او به روزن کجاوه بود کند به دل خدا خدا که چون شوم از او جدا فردا جدایی می رسد ، آخر به پایان سفر آن مه ندارد بعد از این با ساربان کاری
No similar tracks yet.