Bu şarkının temalarını, hikâyesini ve hissini keşfedin.
ساقی بده پیمانه ای | زان می که بی خویشم کند | بر حسن شورانگیز تو
ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند بر حسن شورانگیز تو عاشق تر از پیشم کند نور سحرگاهی دهد فیضی که می خواهی دهد با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا وز من رها سازد مرا بیگانه از خویشم کند بستاند ای سرو سهی سودای هستی از رهی یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند
Henüz benzer parça yok.