Bu şarkının temalarını, hikâyesini ve hissini keşfedin.
با آنکه جان عاشقم | بی تو اسیر تب شود | با آنکه روز روشنم
با آنکه جان عاشقم بی تو اسیر تب شود با آنکه روز روشنم دور از تو همچو شب شود مرا رها کن مرا رها کن گر که شبی نباشی دمی برابر من چشمه ی خون بجوشد ز دیده ی تر من مرا رها کن مرا رها کن سیل جنون منم منم تو چشمه سار روشنی جز به فنا نمیرسی اگر که همره منی مرا رها کن مرا رها کن ای گل در باغ غم چون خاری دامن گیر توئم دل بر کن از رویا من خواب بی تعبیر توئم ترکم کن که از دل من خوشحالی کشیده دامن یک دنیا دردم یک دریا رنجم مجو نشاطی ای گل از قلب غمگینم عمر من طی شد در تاریکی ها چه حاصل اکنون باشی چراغ بالینم با دل شکسته ام قصه مگو با غم خود مرا رها کن دور از عالم توئم غمزده در عالم خود مرا رها کن مرا رها کن
Henüz benzer parça yok.