Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
شبی یاد دارم که چشمم نخفت | شنیدم که پروانه با شمع گفت | که من عاشقم گر بسوزم رواست
شبی یاد دارم که چشمم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گریه و سوز و زاری چراست بگفت ای هوادار مسکین من برفت انگبین یار برفت انگبین یار شیرین من چو شیرینی از من به در می رود چو فرهادم آتش به سر می رود همی گفت و هر لحظه سیلاب درد فرو می دویدش به رخسار زرد تو بگریزی از پیش یک شعله خام من استاده ام تا بسوزم تمام تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بین که از پای تا سر بسوخت مرا بین که از پای مرا بین که از پای تا سر بسوخت
Aucun titre similaire pour le moment.