Discover the themes, story, and feeling behind this song.
از بس که من تنها نشستم | تا نیمه شب ها نشستم | دیگر میان آشنایان هم غریبم
از بس که من تنها نشستم تا نیمه شب ها نشستم دیگر میان آشنایان هم غریبم گویا که تنهایی بود تنها نصیبم فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم ز آشنایی سوزم از این بیگانگی این عشق و این دیوانگی ها دارم شکایت ها به دل از رنج این بیگانگی ها در سینه پنهان میکنم این آه سوزان ترسم که این آتش سر آرد از گریبان فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم ز آشنایی ای دل بیا بگذر از این، راهی که رفتی و با کس نگفتی ترسم از این راهی که رفتی، برنگردی و از پا در افتی ای دل بیا بگذر از این، راهی که رفتی و با کس نگفتی ترسم از این راهی که رفتی، برنگردی و از پا در افتی دیدی که درد عاشقی درمان ندارد این راه پر رنج و بلا پایان ندارد فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم ز آشنایی
No similar tracks yet.