Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
مرتضی پاشایی | به دادش رسیدم، دلم رو رها کرد | صداش کردم و اون رقیبو صدا کرد
مرتضی پاشایی به دادش رسیدم، دلم رو رها کرد صداش کردم و اون رقیبو صدا کرد به پاش می نشستم، خودش دید که خسته ام ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم واسه شب نشینی، رفیق قدیمی شدم رنگ اون شب که چشماش سیاه کرد حالا روزگارم عوض شد دوباره حالا اون خودش فکر برگشتو داره حالا من نشستم به سکان نورم ولی اون به جز من کسی رو نداره می بخشم دوباره گناهی که کرده می بخشم می دونم که دستاش چه سرده می شم تا ته شب، رفیق قدیمی بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی بدون زندگی بازیگردون ترینه زمین خوردی دیدی که دنیا همینه به دادش رسیدم، دلم رو رها کرد صداش کردم و اون رقیبو صدا کرد به پاش می نشستم، خودش دید که خسته ام ولی بی وفا باز رها کرد دو دستم واسه شب نشینی، رفیق قدیمی شدم رنگ اون شب که چشماش سیاه کرد حالا روزگارم عوض شد دوباره حالا اون خودش فکر برگشتو داره حالا من نشستم به سکان نورم ولی اون به جز من کسی رو نداره می بخشم دوباره گناهی که کرده می بخشم می دونم که دستاش چه سرده می شم تا ته شب، رفیق قدیمی بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی بدون زندگی بازیگردون ترینه زمین خوردی دیدی که دنیا همینه
Aucun titre similaire pour le moment.