Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
چندان که گفتم غم با طبیبان | درمان نکردند مسکین غریبان | آن گل که هردم در دست بادیست
چندان که گفتم غم با طبیبان درمان نکردند مسکین غریبان آن گل که هردم در دست بادیست گو شرم بادت از عندلیبان یارب امان ده تا باز بیند چشم محبّان، روی حبیبان درج محبت بر مهر خود نیست یارب مبادا کام رقیبان ای منعم آخر بر خوان وصلت تا چند باشیم از بی نصیبان
Aucun titre similaire pour le moment.