Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
فرود آمد از تخت سام سوار | به پرده درآمد سوی نوبهار | چو فرزند را دید مویش سپید
فرود آمد از تخت سام سوار به پرده درآمد سوی نوبهار چو فرزند را دید مویش سپید ببود از جهان سر به سر ناامید سوی آسمان سر برآورد راست ز دادآور آنگاه فریاد خواست که ای برتر از کژی و کاستی بهی زان فزاید که تو خواستی اگر من گناهی گران کرده ام وگر کیش اهریمن آورده ام (چه گویم که این بچه دیو چیست) (پلنگ دو رنگ است یا خود پریست) (بخندند بر من مهان جهان) (از این بچه در آشکار و نهان) (بگفت این به خشم و بتابید روی) (همی کرد با بخت خود گفتگوی) (بفرمود پس تاش برداشتند) (از آن بوم و بر دور بگذاشتند) به جایی که سیمرغ را خانه بود بدان خانه این خُرد بیگانه بود نهادند بر کوه و گشتند باز برآمد بر این روزگاری دراز نهادند بر کوه و گشتند باز برآمد بر این روزگاری دراز (همان خُرد کودک بدان جایگاه) (شب و روز افتاده بُد بی پناه) (همان خُرد کودک بدان جایگاه) (شب و روز افتاده بُد بی پناه)
Aucun titre similaire pour le moment.