Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
بر سر آنم که گر ز دست برآید | دست به کاری زنم که غصه سر آید | بر سر آنم که گر ز دست برآید
بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید بلبل عاشق تو عمر خواه که آخِر باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بی خبر آید بر سر آنم که گر ز دست برآید بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کاری زنم که غصه سر آید خلوت دل نیست خلوت دل نیست جای صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید دیو چو بیرون رود فرشته درآید صحبت حُکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید خواه بو که برآید نور ز خورشید خواه بو که برآید بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید بار دگر روزگار چون شکر آید بلبل عاشق، تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل به بر آید بلبل عاشق، تو عمر خواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل به بر آید غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بی خبر آید هر که به میخانه رفت بی خبر آید بی خبر آید بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست هر که به میخانه رفت بی خبر آید
Aucun titre similaire pour le moment.