Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
با سقوط دستای ما | در تنم چیزی فرو ریخت | هجرتت اوج صدامو
با سقوط دستای ما در تنم چیزی فرو ریخت هجرتت اوج صدامو از فراز شاخه آویخت ای زلال سبز جاری جای خوب غسل تعمید بی تو باید مرد و پژمرد زیر خاک باغچه پوسید فصلی که من با تو ما شد فصل سبز خواهش برگ فصلی که ما بی تو من شد فصل خاکستری مرگ تو بگو جز تو کدوم رود ناجی لب تشنگی بود؟ جز تو آغوش کدوم باد سایه گاه خستگی بود؟ بی تو باید، بی تو باید تا نفس دارم ببارم من برای گریه کردن شونه هاتو کم می یارم چشم تو، با هق هق من با شکستن آشنا نیست این شکستن بی صدا بود هر صدایی که صدا نیست ای رفیق ناخوشی ها این خوشی باید بمیره جز تو همراهی ندارم تا شب از من پس بگیره با تو بدرود ای مسافر هجرت تو بی خطر باد پر تپش باشه دلی که خون به رگ های تنم داد فصلی که من با تو ما شد (لا لا لا لا لا لا) فصل سبز خواهش برگ (لا لا لا لا لا لا) فصلی که ما بی تو من شد (لا لا لا لا لا لا) فصل خاکستری مرگ فصلی که من با تو ما شد (لا لا لا لا لا لا) فصل سبز خواهش برگ (لا لا لا لا لا لا) فصلی که ما بی تو من شد (لا لا لا لا لا لا) فصل خاکستری مرگ (لا لا لا لا لا لا) (لا لا لا لا لا لا)
Aucun titre similaire pour le moment.