Titre
Découvrez l’histoire, les thèmes et l’émotion de cette chanson.
ای که از دل من تو را نبود خبری | عشق من تویی تو | ای که بر دل تو غمم نکند اثری
ای که از دل من تو را نبود خبری عشق من تویی تو ای که بر دل تو غمم نکند اثری عشق من تویی تو این همه بلا ز غم در زمانه دم به دم می کشم من از برای تو رو به هرکجا کنی آتشی به پا کنی وای از آن همه جفای تو تو نخل سرکشی، تو سایه بان نشوی تو سوز آتشی، تو مهربان نشوی چگونه پا نهم در آن سرای تو بیا که بی تو غم ز من جدا نشود زبان قصه گو ز غصه وا نشود چگونه برکنم دل از هوای تو شکوه را رها کنم، روز و شب دعا کنم به درگه خدای تو که من شوم فدای تو لب ببندم از سخن، دل رود ز دست من چو بشنود صدای تو، صدای آشنا تو ای که از دل من تو را نبود خبری عشق من تویی تو ای که بر دل تو غمم نکند اثری عشق من تویی تو شکوه را رها کنم، روز و شب دعا کنم به درگه خدای تو که من شوم فدای تو لب ببندم از سخن، دل رود ز دست من چو بشنود صدای تو، صدای آشنا تو نشسته روز و شب منم به پای تو گواه آنچه گفته ام خدای تو این همه بلا ز غم در زمانه دم به دم می کشم من از برای تو رو به هرکجا کنی آتشی به پا کنی وای از آن همه جفای تو وای از آن همه جفای تو
Aucun titre similaire pour le moment.