با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
من از تنهایی اشباعم لبریزم | غروبی سرد و غمگینم پاییزم | دلم دل نیست دریا نیست مرداب است
من از تنهایی اشباعم لبریزم غروبی سرد و غمگینم پاییزم دلم دل نیست دریا نیست مرداب است که موجی هم سراغش را نمیگیرد که نوری هم به رخسارش نمیتابد نه شوق زیستن دارد نه میمیرد تو ای دریا مرا در خویش پنهان کن به موجی آب مرا امروز مهمان کن دلم دل نیست دریا نیست مرداب است مرا چون موج دریایی خروشان کن تو ای همسایه در من زندگی سازی برایم مثل آغازی یکی در گوش من انگار میگوید گلی امروز در مرداب میروید
هنوز آهنگ مشابهی نیست.