با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
کم کم از تنهایی از اون همه دردایی که داشتم تو زندگیم بدون هیچ فردایی میمردم | تا شد چشمم افتاد تو دوتا چشم زیبای تو همون چشمای عجیبت که تو عمرمم ندید…
کم کم از تنهایی از اون همه دردایی که داشتم تو زندگیم بدون هیچ فردایی میمردم تا شد چشمم افتاد تو دوتا چشم زیبای تو همون چشمای عجیبت که تو عمرمم ندیدم شب شد و روز شد و بد بود حالم خوب شد و خیلی بهتر شدم وقتی دستای قشنگتو گرفتم کم کم آروم شدم عاشق تو مست تو عاشق چشمات تو بارون این صحنه چقدر قشنگه حالا اگه نبینمت یه روز تو رو چی میشه اون روز ای خدا وای وای وای نیایی یه روز بهم بگی میخوام برم خدانگهدارت باشه وای وای وای بیا بذار هر روز و هر شب هی فقط نگات کنم ببینمت هی هی هی هی بیا نباشیم ما یه جوری که بگن اونام جدا میشن ببین کی کی کی تک تک حرفایی که میزدیم تنهایی رو درخت و برگ در دیوار و هر جایی نوشتم شمعاتو عکساتو شیشه های عطراتو هرچی که داشتم از تو تو همه جای این اتاق گذاشتم کم کم آروم شدم دیوونه حرف تو میگفتی آروم تو بارون این صحنه چقدر قشنگه حالا اگه نبینمت یه روز تو رو چی میشه اون روز ای خدا وای وای وای نیایی یه روز بهم بگی میخوام برم خدانگهدارت باشه وای وای وای وای بیا بذار هر روز و هر شب هی فقط نگات کنم ببینمت هی هی هی هی بیا نباشیم ما یه جوری که بگن اونام جدا میشن ببین کی کی کی
هنوز آهنگ مشابهی نیست.