با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم | تا فدای چشای مثل بهار تو کنم | میدرخشی مث یه تیکه جواهر توی جمع
آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم تا فدای چشای مثل بهار تو کنم میدرخشی مث یه تیکه جواهر توی جمع من میترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم من مث شبای بی ستاره سرد و خالیم خوب میترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم تو مث قصه پر از خاطره هستی نمیخوام من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم تو که بیقرار دیدن شب و ستاره ای واسه دیدن ستاره بیقرارت بکنم مث دریا بیقراری نمیتونی بمونی من چرا مثل یه برکه موندگارت بکنم من مث شبای بی ستاره سرد و خالیم خوب میترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم تو مث قصه پر از خاطره هستی نمیخوام من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم آخه من هیچ نمیخوام که غصه دارت بکنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم آخه من هیچ نمیخوام که غصه دارت بکنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم آخه من هیچ نمیخوام که غصه دارت بکنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم آخه من هیچ نمیخوام که غصه دارت بکنم
هنوز آهنگ مشابهی نیست.