با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
پرسون پرسون لرزون لرزون | اومدم در خونتون | پرسون پرسون یواش یواش
پرسون پرسون لرزون لرزون اومدم در خونتون پرسون پرسون یواش یواش اومدم در خونتون یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم از پنجره منو دیدی مثل گل ها خندیدی آه به خدا آن نگهت از خاطرم نرود آه به خدا آن نگهت از خاطرم نرود پرسون پرسون لرزون لرزون اومدم در خونتون پرسون پرسون یواش یواش اومدم در خونتون یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم از پنجره منو دیدی مثل گل ها خندیدی آه به خدا آن نگهت از خاطرم نرود آه به خدا آن نگهت از خاطرم نرود شب بود بیابان بود زمستان بود بوران بود سرمای فراوان بود یارم در آغوشم هراسان بود از سردی افسرده و بیجان بود در بهر آن سیمینبر خوشگل از جسم و جان خود بودم غافل میکوشیدم بهرش از جان و دل میبردمش با خود سوی منزل گیسویش از باد و باران گشته اشفته در مويش گويي مرواريدي غلتان خفته طی شد راه دشوار اخر بر منو يار تا بوسهای گرمی به او دادم با لب های چون قند بر رویم زد لبخند برد آنهمه رنج و غم از یادم شب بود بیابان بود زمستان بود بوران بود سرمای فراوان بود یارم در آغوشم هراسان بود از سردی افسرده و بیجان بود شب بود بیابان بود زمستان بود شب بود بیابان بود زمستان بود
هنوز آهنگ مشابهی نیست.