با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
حاشا نکن عشق تو از چشم تو پیداست | چشمان تو لبریز از عشق و تمناست | این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید
حاشا نکن عشق تو از چشم تو پیداست چشمان تو لبریز از عشق و تمناست این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید عمر من دیوانه تا فردا نپاید آیینه چشمان تو میگوید از عشق روی لب شیرین تو اما و شاید من تک درخت صحرای دورم خورشید من محتاج نورم تو میتوانی تا مثل باران بر من بباری ای عشق من تا من بمانم همچون پرستو تو ای مسافر در سایه عشقم بمان من سایه بانم تن خسته ای لبریز خواهش در حسرت دست نوازش یا زندگی بر من ببخشا یا ریشه ام سوزان در آتش من عاشقم عاشق ترینم عاشق ترین مرد زمینم در چشم من خود را ببین حرفی بزن ای نازنین ای اولین ای آخرینم
هنوز آهنگ مشابهی نیست.