با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
با این که قشنگ نی تهِ قصه ها | این زندگی نمی بینه دیگه مثه ما | صورتت نور داشت انگار مث ماه
با این که قشنگ نی تهِ قصه ها این زندگی نمی بینه دیگه مثه ما صورتت نور داشت انگار مث ماه فرق داشتی تو نبودی عینه جنده ها وقتی امید نداشتم به فردام همیشه کنارم بودی تو دردام الان انقد میزنم که یادم بره یهو ممکنه بمیرم هر آن با تو جوزی نبودم تو چِتیام اگه هنو دوسم داری بگیا دوستامم کنارم پیشمن زرتی بام بازم حالم خوب نیستش با رفیقام گم شدم دیگه تو تاریکی بزار همه برن دیگه باکی نی همه چیمو زدم سوزوندم حالم خیلی بده چرا حالیت نی؟ با اینکه همه جوره خواستم خوبتو تهش بده من شدم خوبه تو توو تاريکی بودی طلوع صبح برات جونمو میدم به جون تو الانم نیستی من تنهام من اونی بودی ریسک می کرد هربار (من نمیخوامت) آخرش اینو میشنید هی صدبار ته این قصه له ام کردی این راهو نصفه ولم حالم گرفتَس مثه دلم دلم تنگ شده دوباره حرصت بدم پشیمون میشی شبیه م چون نی رو عکسای قدیم زدم عجیب قفلی این بازی ام باختم ندید بردی چون خوردم زمین بام زمین خوردی روهم حس می کردت وقتی پیچیدیم تو هم همون اول این دختر میدیدش تو من میرسم بهش، کاش کنارم میموند میدیدش اونم اگه میموندیم میشدم یه لشکرو حریف یه جوری عاشقت بودم کسی لنگشو ندید اَ ته دلم بود هر حرفیم زدم ولی انتظار ندارم برگردی از قبل خیلی با هم فرق کردیم انتظار ندارم برگردی به دشمن نده الکی آتو تنها کی با تو بغلت می خوابه شبا که من نیستم یه روزی دنبالم ميگردی که من نیستم من مثلت نیستم من مثلت
هنوز آهنگ مشابهی نیست.