با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او | شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او | معشوق را جویان شود دُکان او ویران شود
ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او معشوق را جویان شود دُکان او ویران شود بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او (دلا بسوز که سوز تو کارها بکند) (نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند) شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او شیران زده دم بر زمین پیش سگان کوی او این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او (جلوه گاه رُخ او دیده من تنها نیست) (ماه و خورشید هم این آینه می گردانند)
هنوز آهنگ مشابهی نیست.