با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
ای یار ناسامان من | از من چرا رنجیده ای | وی درد و ای درمان من
ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده ای وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده ای ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده ای از من چرا رنجیده ای گر من بمیرم در غمت خونم فتاد بر گردنت فردا بگیرم دامنت از من چرا رنجیده ای بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون مجنون شدم وز ناوکت پر خون شدم از من چرا رنجیده ای ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده ای وی درد و ای درمان من از من چرا رنجیده ای ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده ای از من چرا رنجیده ای
هنوز آهنگ مشابهی نیست.