آهنگ
با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
ما مث دو پرنده بودیم در بیشه ای مه آلود | لونه کوچیک ما تو دست شاخه ها بود | از روی شاخه ها می پریدیم با هم تا برسیم به یه دشت
ما مث دو پرنده بودیم در بیشه ای مه آلود لونه کوچیک ما تو دست شاخه ها بود از روی شاخه ها می پریدیم با هم تا برسیم به یه دشت از رو جلبک ها و سنگ های شکسته آب زلال می گذشت شب ها که ماه می تابید میون آشیونه جیرجیرکی عادت داشت تموم شب بخونه تا روزی که یه طوفان اومد لونه رو لرزوند با پنجه های سردش لونه رو با خود کشوند به دست باد وحشی لونه شد پریشون درخت ها لخت و عریون شوق پرواز نمونده واسه بال و پرم نمی تونم بپرم چی پیش میاد فردامون هنوز که نا معلومه قصه های عاشقی، همیشه نا تمومه ما مث دو پرنده بودیم در بیشه ای مه آلود لونه کوچیک ما تو دست شاخه ها بود به دست باد وحشی لونه شد پریشون درختا لخت و عریون شوق پرواز نمونده واسه بال و پرم نمی تونم بپرم چی پیش میاد فردامون هنوز که نا معلومه قصه های عاشقی، همیشه نا تمومه
هنوز آهنگ مشابهی نیست.