با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
وسط دعوا یه بوس دست لای موهامو چنگای روت | چه ساده رد میشدیم از خودمون | شب تو بغل من رفت صبح زود
وسط دعوا یه بوس دست لای موهامو چنگای روت چه ساده رد میشدیم از خودمون شب تو بغل من رفت صبح زود مثله من این پنجره هنوزم منتظره نمیتونه بگذره تا ابد از این منظره نمیزارم بشه حرفت تموم میره لب رو لبت گردنت کبود کفشامون هرکدوم یه گوشه پرت چشات صاف قلبو نشونه رفت گفتی فردا رو بده بره امروز بخند زندگیمو کشیدی با یه بوس به گند چرا ترکت کنم بزار یه معتاد باشم ته دنیارو دیدیم تو یه اتاق باهم اون با تو حتی زیر یه سقف ادم میکشه پر همش ریملت پخش که چی بشه تَش دستت ساکت وچشات میزنه حرف میگه بی معرفت این تن لشو کی جَمِش کرد کی بعد من بِیب میزنه غلت هی اینور تختت دروغای شیرین شد حقیقت تلخ بهم یه تکست بده بسه بگو که دلت شکسته واسه اون چشای شر چون بهم میریزم این شهرو همه تخ*مونن بزا مثه این درا رومون قفل بمونن حرف نداری نگاته پره توش حرف ادم دلش میخواست با تو گم شه تو شهر بره بالا بیاد پایین کل کوچه رو با اینکه دستمون آکاردئون نی نصفه شب بلند بلند اواز بخونیم این بیرون تا هر موقع را داشت بمونیم کسی دورمون نی برف چیه ما که نوک قله بودیم دادی قول بمونی تو یه کلبه چوبی همش گل بچوقیم فقط خودمونیم چرا میره انقد سریع عقربه حالت خوبه؟ نه هر وری بدتره اون کلبه سوخت تو جنگل یخ زده کاش خودتو ببینی یبار ازین منظره (ازین منظره) (ازین منظره)
هنوز آهنگ مشابهی نیست.