با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
ای همه مستی من ز می نگه تو ای نگه تو زده شرری بر جانم | مرو از بر من که صنم دگری جز تو نمیدانم | در بر من بنشین گله مکن و بیا که عطش تو به دل من آتش…
ای همه مستی من ز می نگه تو ای نگه تو زده شرری بر جانم مرو از بر من که صنم دگری جز تو نمیدانم در بر من بنشین گله مکن و بیا که عطش تو به دل من آتش زد تو بگو تو بخوان که سخن تو به دل نغمهٔ دلکش زد در دامت افتادم برده ای از یادم ای جان و جانانه باز آ در غمت جان دادم بشنو این فریادم ای دُر دردانه بازآ
هنوز آهنگ مشابهی نیست.