با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
کمترین تحریری از یک آرزو این است | آدمی را آب و نانی باید وآنگاه آوازی | در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک دریابی
کمترین تحریری از یک آرزو این است آدمی را آب و نانی باید وآنگاه آوازی در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک دریابی کزچه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است کمترین تحریری از یک زندگانی آب، نان، آواز آب، نان، آواز، آواز ور فزونتر خواهی از آن گاهگه پرواز ور فزونتر خواهی از آن شادیِ آغاز ور فزونتر باز هم خواهی بگویم باز، بگویم باز آنچنان بر ما به نان و آب تنگسالی گشت که کسی به فکر آوازی نباشد اگر آوازی نباشد، نباشد اگر آوازی نباشد اگر آوازی نباشد، شوق پروازی نخواهد بود آب نان آواز، آب نان آواز آب نان آواز، آب نان آواز ور فزونتر باز هم خواهی بگویم باز، بگویم باز
هنوز آهنگ مشابهی نیست.