با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
وطن وطن، نظر فکن به من که من | به هر کجا، غریب وار | که زیر آسمان دیگری غنوده ام
وطن وطن، نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب وار که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام وطن وطن، نظر فکن به من که من به هر کجا، غریب وار که زیر آسمان دیگری غنوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام همیشه با تو بوده ام اگر که حال پرسی ام تو نیک می شناسی ام من از درون غصه ها و قصه ها برآمدم چه غمگنانه سال ها که بال ها زدم به روی بحر بی کناره ات که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی به جنب و جوش آمدی به اوج رفت موج های تو که یاد باد اوج های تو به اوج رفت موج های تو که یاد باد اوج های تو کنون اگر ز خنجری میان کتف خسته ام اگر که ایستاده ام و یا ز پا فتاده ام برای تو، به راه تو شکسته ام برای تو، به راه تو شکسته ام (سپاه عشق در پی است) (شرار و شور کارساز با وی است) (سپاه عشق در پی است) (شرار و شور کارساز با وی است) دریچه های قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان کنون به گوش می رسد کنون به گوش می رسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده ام به خون خود سروده ام (وطن وطن وطن وطن) (تو سبز جاودان بمان) (وطن وطن وطن وطن) (تو سبز جاودان بمان) که من پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ باصفای تو به دوردست مه گرفته پر گشوده ام (وطن وطن وطن وطن) (تو سبز جاودان بمان) (تو سبز جاودان بمان)
هنوز آهنگ مشابهی نیست.