با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود | توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود | همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه بی صدا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه بی صدا نبود نمیخوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمیکنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمیکنه قصه ماتم من هر چی که بود هر چی که هست قصه ماتم قلب خسته یه آدمه وقت خوابه دیگه دیره نمیخوام قصه بگم از غم و غصه برات هرچی بگم بازم کمه نمیخوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمیکنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمیکنه قصه ماتم من هر چی که بود هر چی که هست قصه ماتم قلب خسته یه آدمه وقت خوابه دیگه دیره نمیخوام قصه بگم از غم و غصه برات هرچی بگم بازم کمه نمیخوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمیکنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمیکنه
هنوز آهنگ مشابهی نیست.