با داستان، مضمون و حس این آهنگ بیشتر آشنا شوید.
ناز تو بنازم ای مایه دلنوازی | باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی | جام چشم تو آتش دارد
ناز تو بنازم ای مایه دلنوازی باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد ای در شب مویت خندیده سپیده غیر از تو نخواهد این دل رمیده گر چه تو نماندی در دیده چون رویا عشقت به خیالم نقش تو کشیده ناز تو بنازم ای مایه دلنوازی باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد خورشید امیدی با آن همه خوبی اما به گمانم خورشید غروبی نیلوفر صبحم خورشید صفا کو تا آنکه ببندد بر من گُل جادو ناز تو بنازم ای مایه دلنوازی باز اگر بیایی نازت بکشم که نازی جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد جام چشم تو آتش دارد مستی چون مِی بی غش دارد
هنوز آهنگ مشابهی نیست.