Conoce los temas, la historia y los sentimientos de esta canción.
در مزار آباد شهر بی تپش | در مزار آباد شهر بی تپش | وای جغدی هم نمی آید به گوش
در مزار آباد شهر بی تپش در مزار آباد شهر بی تپش وای جغدی هم نمی آید به گوش دردمندان، دردمندان بی خروش و بی فغان خشمناکان بی فغان و بی خروش آب ها از آسیا افتاده است آب ها از آسیا افتاده است دارها برچیده خون ها شسته اند دارها برچیده خون ها شسته اند خون ها شسته اند جای رنج و خشم و عصیان بوته ها خشک بن های پلیدی رسته اند خانه خالی بود و خوان بی آب و نان وآنچه بود، آش دهن سوزی نبود این شب است، آری، شبی بس هولناک لیک پشت تپه هم روزی نبود لیک پشت تپه هم روزی نبود نغمه نیستم که بخوانی قصه نیستم که بگویی من درد مشترکم مرا فریاد کن من درد مشترکم مرا فریاد کن
Aún no hay pistas similares.