Conoce los temas, la historia y los sentimientos de esta canción.
در روزهای خون و باروت | دلتنگی | خنجریست که با خشم حراجی
در روزهای خون و باروت دلتنگی خنجریست که با خشم حراجی در پهلویم میچرخد بگو تو کجای این آشوبی میترسم نه از مرگ میترسم بیش از آنکه دوباره چشمانت را نببینم یا شاید بی خبر یه روزی بیاد که بشه آرزومون خندیدن خیلی وقته که پرنده نمیخونه خیلی وقته دیگه هیچکس نمیمونه خیلی وقته دیگه چشمات نمیخنده خیلی وقته، خیلی وقته، خیلی وقته این شهر با دهانی پر از زخم پر از دود کلماتی را میجود که قرار بود عاشقانهترین نامهها باشد ولی حیف ولی حیف مرا باور کن من به معجزه عشق در سکوت ایمان دارم و ایمان دارم میتوان در قلب یک انفجار نام تو را چنان زم زمه کرد که آژیرها یکا یک برای ابد لال شوند بگو، بگو کجای این نقشه پرآشوب ایستادهای میترسم نه از مرگ میترسم پیش از آنکه دوباره در چشمانت طلوع کنم خیلی وقته که پرنده نمیخونه خیلی وقته دیگه هیچکس نمیمونه خیلی وقته دیگه چشمات نمیخنده خیلی وقته، خیلی وقته، خیلی وقته
Aún no hay pistas similares.