Conoce los temas, la historia y los sentimientos de esta canción.
گمونم بخت من برگشته امشب | که با من ساقی میخونه قهره | شب که میشد پناه من گوشه میخونه بود
گمونم بخت من برگشته امشب که با من ساقی میخونه قهره شب که میشد پناه من گوشه میخونه بود رفیق لحظه های من ساغر و پیمونه بود ساقی با چشمِ جادوییِ خود نور شادی به میخونه می برد دل من ز درد و غم رها میشد با شرابی که تو پیمونه میداد اما حالا شبها دیگه تو میخونه تو دست من خالی میمونه پیمونه ساقی جون درد منو دوا بکن گره اخمو ز ابرو وا بکن مث اون شبها با جادوی شراب منو از دست غمش رها بکن وقتی که ساقی جون میگم دیگه جوابم نمیده، نمیده، نمیده، نمیده، نمیده با دستای مهربونش ساقی شرابم نمیده نمیده، نمیده، نمیده، نمیده ساقی جون بیا به داد من برس که دلم تنگه ز دست روزگار همه درهای من بسته شده به خدا ندارم آروم و قرار ساقی جونم راه به جایی ندارم تو شهر غربت آشنایی ندارم این منم و یک دل بیمار و غریب جز میِ تو دیگه دوایی ندارم ساقی جون درد منو دوا بکن گره اخمو ز ابرو وا بکن مث اون شبها با جادوی شراب منو از دست غمش رها بکن ساقی جون درد منو دوا بکن گره اخمو ز ابرو وا بکن مث اون شبها با جادوی شراب منو از دست غمش رها بکن
Aún no hay pistas similares.