Conoce los temas, la historia y los sentimientos de esta canción.
از عطسه های سرطان روی دستام | سرماخوردگی روحمو بو بکش | که بعد خنجر زدن به خودم از پشت
از عطسه های سرطان روی دستام سرماخوردگی روحمو بو بکش که بعد خنجر زدن به خودم از پشت انتظار داشتم با مرگ خوب بشه تو سر جوشش هجا می باره منو میریزم کف کاغذا که واژه محجوب بشه زیر حجاب قافیه سم میکارم این سر سبز دوس داره مسموم بشه دلم ترکای دیوارو میل میکنه لای غمایی که رد کرد متروک بشه دیگه رنگ وزنا میره چیزی نمی گم یه ذهن شرطی که شده محبوس به شعر صدام داره چکش میزنه به خودش تا شکل یه ناله ی معقول بشه دهنم جون خودشو تف می کنه شاید یه روز یه گاله ی محبوب بشه توی سکوت خاک گرفته ی گوشم جای سیلی زندگی سوت میکشه دنیا صد بار آتیش میکشه منو هزار بار خودش فوت میده بهم جنبشا فکن فکای جنبشا نمی گیرنم آرامشو طعم سکوت میده بهم هزار تا شاخه ی لختو دیدم متنفر از سیبی که هبوط میده بهم شعله مو فدای آدما میکردم خاموش بودم پی باورام می گشتم سفر کردم زیر پوستم و دیدم گم شدم تو خودم یه آدم بی خنده ام کف دستام زخمی رد ثانیه هست همه خودمم ها زیر تن سرد قافیه هست همه روزام دنبال یه افق نو همه شبام ایمان به یه افق خالی تر خستم از شادیا که رنگشون پریده از آدمای مسموم که مغزشون مریضه خستم از درختا و سیبا و زمینا از این تن خسته ای که با مرگ رفیقه بگو کی کشیده زجرو که حفظه بوی دردو بگو کی نقطه ی صفرو دیده مث من کی توی گوشاش پره از صدای فحش و چک بپرس چشم کیه که دیده مرگو چشم من چشم من
Aún no hay pistas similares.