Erfahre mehr über die Themen, die Geschichte und die Gefühle dieses Songs.
ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن | رحمی به من سوخته ی بی سرو پا کن | ز دست یا رب چه ها کشیدم
ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن رحمی به من سوخته ی بی سرو پا کن ز دست یا رب چه ها کشیدم به جز جفایش وفا ندیدم نه هم زبانی که یک زمانی به او بگویم غم نهانی نه غمگساری ز من بپرسد غم که داری رحمی به من دلشده ی بی سر و پا کن
Noch keine ähnlichen Titel.