اكتشف قصة هذه الأغنية وموضوعاتها ومشاعرها.
از مرد تنهاتر تو دنیا نیست، وقتی که | برق یه خنجر سایه شو از خاک میگیره | یعنی من از آوازه اسم تو فهمیدم
از مرد تنهاتر تو دنیا نیست، وقتی که برق یه خنجر سایه شو از خاک میگیره یعنی من از آوازه اسم تو فهمیدم مردی که از عشق تو میمیره، نمیمیره تقویم من تعطیل روزای توئه وقتی از حیرت دریا و بُهت آسمون میگه وقتی اذونو مردم از خورشید میپرسن خورشید روی نیزه ها اذون میگه ای وای اگه روزی نظر برگرده از کارم چیزی نمیمونه دیگه از بودنم باقی چشماتو میبندی و کار من تموم میشه من تشنه نورم الا یا ایها الساقی فانوسو روشن میکنم شب بی تو نزدیکه بعد از تماشای غروب خسته خونی حال بد من فکر درمون نیست میدونی من از تو بیمارم، تو خوبم کن، تو میتونی از مرد تنهاتر تو دنیا نیست، وقتی که برق یه خنجر سایه شو از خاک میگیره یعنی من از آوازه اسم تو فهمیدم مردی که از عشق تو میمیره، نمیمیره
لا توجد أغانٍ مشابهة بعد.