أغنية
اكتشف قصة هذه الأغنية وموضوعاتها ومشاعرها.
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است | پابند سر زلف نگاری بوده است | این دست که بر گردن او می بینی
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است پابند سر زلف نگاری بوده است این دست که بر گردن او می بینی دستی است که بر گردن یاری بوده است افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد وز دست اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از او کاحوال مسافران دنیا چون شد پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است گردنده فلک نیز بکاری بوده است هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشم نگاری بوده است افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد وز دست اجل بسی جگر ها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از او کاحوال مسافران دنیا چون شد
لا توجد أغانٍ مشابهة بعد.