أغنية
اكتشف قصة هذه الأغنية وموضوعاتها ومشاعرها.
آ ، یک یک دو دو هشت ! | چطوری میشه ؟! | چطوری میشه انقدر نامرد بود ؟! (چطوری میشه ؟)
آ ، یک یک دو دو هشت ! چطوری میشه ؟! چطوری میشه انقدر نامرد بود ؟! (چطوری میشه ؟) واقعا چطوری ؟! (واقعا ، چطور؟) چطور میشه انقدر وحشی بود ؟! (ها؟!) چطور میشه انقدر بی رگ بود ؟! (چطوری؟) چطور میشه انقدر ... بی وجود بود ! بی غیرت بود ؟! چطوری میشه این همه رنگ و ندید ! چطوری میشه ؟! چطوری میشه به جون ، این حجمِ نَنگ و خرید ! چطوری میشه ؟! چطوری میشه بگو ؛ این همه قلب و شکست ! چطور میشه رو یکی ، همه ی درا رو بست ! چطوری میشه بُرید ، این همه نون از سفره ها ! چرا انقدر راحته زدنِ دستبُرد به ما ! بیا نور بپاچیم به تیرگیا ! یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار ! تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! نور بپاچیم به تیرگیا ! بیا یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! گاهی درمان لازم نیست ، مرگ درمان است ، حذف درمان است ! گاهی تیمار کردن را امکانی نیست ، قطع لازم است ، جنگ لازم است ! گاهی فشارِ جهل به حدی بالاست که کندنِ دندانِ عقل لازم است ! آ ، چطو میشه این همه جوون و نادیده گرفت ؟ چطو میشه این همه استعداد و کشت ؟ ها ؟! چطو میشه که انقد بدیم استکبار و رشد ؟ چطوری میشه فقط دَرجا ، فقط تکرار و فحش ؟ چطوری میشه به مهمون جای پذیرایی ، بزنی باتوم و مشت ؟ هاا ؟! ( تقدیم به برادر خواهرای افغانم ) چطوری میشه ندید یه دختر ، یه خانوم و خوش ؟ چطوری میشه بگی ما پسرا ، مَردا بگیریم اسلحه هامون و پُشت ؟ آ ، کِی تونستیم انقدر بد باشیم که حقمون بشه جلاد و ظلم ؟! کِی تونستیم انقدر دور شیم که انقدره بشه مرزا بزرگ ؟! چطور میشه اینطور فردا رو کُشت ؟! چطور میشه واقعیت انقدر عن باشه ، پخش کنیم اخبار و خوش ؟! وقتشه بدیم افکار و رشد ! باید از صورتا غم ها رو شُست ! بس گرفتی سهما رو شُل که حق نارو شد ! بس که درید زن ها رو گرگ ! از پا انداخت مَردا رو قرص ! بس که ندید آینده رو پدر ملخ همه انبار و خورد ! بس مادر در و باز گذاشت که دزده زد همه اموال و بُرد ! بیا نور بپاچیم به تیرگیا ! یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! نور بپاچیم به تیرگیا ! بیا یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ؟! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! چطوری میشه که حقِ یکی و ندی ، بعد بخوای حقت و بدن ؟! ها ؟ چطوری میشه به ضعیف ترت زور بگی ، بعد بخوای قوی تره بهت زور نگه ؟! چطوری میشه به مالِ مردم چشمِ بد داشته باشی و .. نخوای به مالِت چشمِ بد داشته باشن ؟! چطوری میشه فحش و انرژی منفی بفرستی سمتِ یکی و بدبختی و غم به سراغت نیاد ؟! من این جون و نمیخوامش وقتی که جون نداره همسرم ! من این پول و نمیخوام وقتی نونِ شب نداره هموطن ! من این خون و نمیخوامش وقتی بستس رگم ! من این شعر و نمیخوامش وقتی خستس قلم ، وقتی شکستس قلبم ! اینجا همه عاشق تشویقین ! همه عاشق وحشی گریَن ! میکشن و جشن میگیرن ! اینجا هر مدل مَشقی دیدم ! همه تنبل عقب مونده .. ولی دمشونو چرب کنی مشتی میرن ! اینجا احدِ دقیانوسه هنوز رو قانونای کشکی گیرن ! اینجا هدف معنی نداره حتی ناخداهاش از کشتی سیرن ! توام همه جا رو گشتی بی من و .. دائم به جایِ چشم میگی نه ! از توام حالم بهم میخوره ، توام ازونایی که تهش میمیرن ! از این زمین عُقم میگیره ، خسته ام از وحشی دیدن ! بیا نور بپاچیم به تیرگیا ! یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! نور بپاچیم به تیرگیا ! بیا یه روحِ تازه بدیم به ایران ! جای اینکه بیخود بشینی ، بشی پا ! چی میشه ، یه نفسِ تازه بگیری بِدی ما ! بیا یه کوه بشیم و یکی شه ایمان ! بیا یه صدا بشیم که بپیچه این بار تو گوشِ زمین و بذار که بگیره این کار ! بذار جون بگیره سالمِ ، بذار بمیره بیمار ! وقتی اوضاع از تو خونه خرابه ، چطوری میخوای از تو خیابون درستش کنی ؟! وقتی میریزی تو خیابون که اوضاع رو درست کنی ، اول باید بریزی تو خودت ! خودت و درست کنی ! بعد بری کفِ خیابون ! یا باید نری یا باید بی خایه گی رو بزاری کنار ! وحشت و ترس و بزاری کنار ! جونت و بزاری کفِ دستت و واقعی بری ! جیغ و دادِ الکی فایده نداره ! وقتی میبینی خون میریزن باید خون بریزی ! وگرنه تهش همینه که میبینی ! فقط میمیری و میمیری و میمیری ! گر جهنم میروی مردانه رو .. و بدان که جهنم را داغی معناست و جنگ را خون !
لا توجد أغانٍ مشابهة بعد.